گاهی دستها چیزی را میدانند که هنوز نتوانستهایم برایش کلمه پیدا کنیم.
تکهای سفال میان انگشتان شکل میگیرد، تغییر میکند، گاهی فرو میریزد و دوباره ساخته میشود. شاید همین فرایند ساده بتواند فرصتی باشد برای دیدن بخشی از خودمان؛ بخشی که در شتاب روزمره کمتر فرصت کردهایم به آن نگاه کنیم.
کارگاه هنردرمانی با محوریت خودآگاهی و عزت نفس در روزهای ۸ و ۹ شهریور ۱۴۰۴ با تدریس دکتر پروین روستا در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز برگزار شد.
در این کارگاه، هنر صرفاً برای ساختن یک اثر زیبا نبود؛ وسیلهای بود برای تجربه کردن، مشاهده کردن و نزدیکتر شدن به آنچه در درون ما جریان دارد.
بخش زیادی از تجربه ما از خود، همیشه در قالب جملههای روشن و منظم ظاهر نمیشود.
گاهی فقط احساسی مبهم داریم.
احساس میکنیم کافی نیستیم.
بیش از اندازه خودمان را نقد میکنیم.
در مقایسه با دیگران کوچک میشویم.
یا آنقدر به تصویری که باید از خودمان داشته باشیم وابسته شدهایم که کمتر فرصت میکنیم خود واقعیمان را ببینیم.
در چنین لحظاتی، تجربه هنری میتواند شکل دیگری از مواجهه با خود ایجاد کند.
قرار نیست حتماً چیزی را توضیح دهیم یا از ابتدا بدانیم دقیقاً چه احساسی داریم.
گاهی میتوان ابتدا ساخت، لمس کرد، تغییر داد و نگاه کرد؛ و بعد از خود پرسید:
«آنچه ساختهام، چه چیزی از تجربه من با خودش دارد؟»
خودآگاهی صرفاً به معنی فکر کردن بیشتر درباره خودمان نیست.
گاهی ما مدتها درباره یک موضوع فکر کردهایم، اما همچنان در همان نقطه باقی ماندهایم.
شناخت خود میتواند زمانی عمیقتر شود که بتوانیم به احساسات، واکنشها، ترسها، خواستهها و شیوهای که با خودمان برخورد میکنیم توجه کنیم.
فعالیت هنری در یک فضای هدایتشده میتواند فرصتی برای این مشاهده ایجاد کند؛ نه برای پیدا کردن یک پاسخ «درست»، بلکه برای کنجکاوی نسبت به تجربه شخصی خودمان.
در کارگاه هنردرمانی رستا، محور اصلی همین بود:
نزدیک شدن به خود، بدون عجله برای قضاوت کردن خود.
وقتی درباره عزت نفس صحبت میکنیم، موضوع فقط اعتماد داشتن به تواناییهایمان نیست.
گاهی پرسش عمیقتر این است:
وقتی شکست میخورم، چگونه با خودم حرف میزنم؟
وقتی اشتباه میکنم، آیا همچنان میتوانم خودم را انسانی ارزشمند ببینم؟
آیا ارزشمندی خود را فقط از تأیید دیگران میگیرم؟
آیا میتوانم بخشی از خودم را که کامل، موفق یا بینقص نیست نیز تحمل کنم؟
عزت نفس با نحوه تجربه و نگاه ما به خودمان ارتباط دارد.
به همین دلیل، کار روی عزت نفس همیشه به معنی تکرار جملههای مثبت درباره خود نیست؛ گاهی لازم است ابتدا صدایی را بشناسیم که سالها در درون ما منتقد، سختگیر یا تحقیرکننده بوده است.
یکی از بخشهای این کارگاه، کار با سفال بود.
سفال مادهای است که مستقیماً با دست لمس میشود.
فشار دست را میپذیرد، تغییر شکل میدهد و به حرکات ما پاسخ میدهد.
میتوان چیزی را ساخت و دوباره تغییرش داد.
میتوان سطحی صاف را ناهموار کرد.
میتوان چیزی را که شکل گرفته، دوباره به تودهای بیشکل تبدیل کرد و از ابتدا شروع کرد.
در این تجربه، نتیجه نهایی تنها بخش مهم ماجرا نیست.
گاهی آنچه هنگام ساختن اتفاق میافتد مهمتر است:
آیا میخواهیم همه چیز بینقص باشد؟
با خراب شدن آنچه ساختهایم چه احساسی پیدا میکنیم؟
آیا میتوانیم چیزی را بدون مقایسه با دیگران خلق کنیم؟
چقدر اجازه میدهیم دستهایمان آزادانه تجربه کنند؟
و اگر چیزی آنطور که میخواستیم نشد، با خودمان چگونه برخورد میکنیم؟
به همین دلیل، کار با سفال در این کارگاه هنردرمانی بیشتر از آنکه درباره ساختن یک شیء باشد، فرصتی برای مشاهده تجربه خود در فرایند ساختن بود.
برای حضور در چنین کارگاهی لازم نیست نقاش، مجسمهساز یا هنرمند حرفهای باشیم.
موضوع اصلی «زیبا ساختن» نیست.
قرار نیست اثر هنری شرکتکنندگان ارزیابی یا با یکدیگر مقایسه شود.
ارزش تجربه در چیزی است که هنگام خلق کردن، انتخاب کردن، تغییر دادن و نگاه کردن به اثر خودمان اتفاق میافتد.
گاهی همین فاصله گرفتن از مفهوم «خوب یا بد بودن» یک اثر، میتواند تجربه متفاوتی باشد برای کسی که در بسیاری از بخشهای زندگی خود دائماً در حال ارزیابی کردن خویش است.
این کارگاه در روزهای ۸ و ۹ شهریور ۱۴۰۴ در شیراز و در فضای کلینیک روانشناسی رستا برگزار شد.
مدرس کارگاه، دکتر پروین روستا، دکتری روانشناسی بالینی و رواندرمانگر پویشی کوتاهمدت است.
در نگاه پویشی، توجه به هیجانها، تعارضهای درونی، روابط و الگوهایی که در تجربه روانی فرد تکرار میشوند اهمیت دارد.
حضور این نگاه در کنار تجربه هنری، فضای کارگاه را از یک فعالیت هنری صرف جدا میکرد و امکان توجه دقیقتر به تجربه درونی شرکتکنندگان را فراهم میساخت.
رستا فقط فضایی برای نشستن روبهروی یک درمانگر نیست.
گاهی شناختن خود در گفتوگویی آرام شکل میگیرد و گاهی در لحظهای که فرد مقابل چیزی که با دستهای خودش ساخته مینشیند و برای نخستین بار کمی متفاوت به آن نگاه میکند.
کارگاههای رستا تلاش میکنند فرصتی برای چنین تجربههایی ایجاد کنند؛ تجربههایی در مرز میان روانشناسی، رابطه، هنر و مشاهده خود.
بدون این انتظار که همه افراد تجربهای یکسان داشته باشند.
بدون اینکه برای هر احساس، فوراً پاسخی آماده پیدا کنیم.
و شاید گاهی فقط با این امکان ساده:
کمی بیشتر در کنار تجربه خودمان بمانیم.
خیر. کارگاه آموزشی و تجربه هنری میتواند فرصتی برای خودآگاهی و مشاهده تجربه شخصی فراهم کند، اما جایگزین ارزیابی تخصصی یا رواندرمانی فردی نیست.
اگر با اضطراب، افت خلق، مشکلات ارتباطی، کاهش عزت نفس، تجربههای دشوار گذشته یا الگوهایی روبهرو هستید که بهطور مداوم بر زندگی شما اثر میگذارند، بررسی فردی مسئله با یک رواندرمانگر میتواند مسیر مناسبتری باشد.
برای آشنایی بیشتر میتوانید درباره رواندرمانی فردی در شیراز در کلینیک رستا مطالعه کنید.
کارگاه «هنردرمانی؛ خودآگاهی و عزت نفس» یکی از برنامههای آموزشی برگزارشده در کلینیک روانشناسی رستا بود.
اگر از طریق جستجوی عباراتی مانند کارگاه هنردرمانی در شیراز، کارگاه خودآگاهی در شیراز، کارگاه عزت نفس در شیراز یا هنردرمانی با سفال به این صفحه رسیدهاید، توجه داشته باشید که این دوره در ۸ و ۹ شهریور ۱۴۰۴ برگزار شده است.
برای مشاهده برنامهها و دورههای دیگر میتوانید به بخش کارگاههای آموزشی کلینیک رستا مراجعه کنید.
کارگاه هنردرمانی با محور خودآگاهی و عزت نفس در روزهای ۸ و ۹ شهریور ۱۴۰۴ در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز برگزار شد.
مدرس این کارگاه دکتر پروین روستا، دکتری روانشناسی بالینی و رواندرمانگر پویشی بود.
بله. کار با سفال بخشی از تجربه عملی کارگاه بود و از فرایند لمس، شکل دادن و ساختن برای توجه بیشتر به تجربه شخصی، خودآگاهی و نحوه مواجهه فرد با فرایند خلق استفاده شد.
خیر. محور چنین کارگاهی مهارت حرفهای در نقاشی یا سفالگری نیست و تجربه هنری بیشتر بهعنوان فضایی برای مشاهده و بیان تجربه شخصی مورد توجه قرار میگیرد.
کارگاه هنردرمانی یک تجربه گروهی و آموزشی است و جایگزین فرایند رواندرمانی فردی نمیشود. رواندرمانی بر اساس مسئله، شرایط و نیازهای هر فرد و در یک رابطه حرفهای میان مراجع و درمانگر شکل میگیرد.